✍یاله خدا نام ن
قسمت اول
:اسکستان در گذر زمان.::
t: قبل از هر نوشته و بیان مطلبی
باید از برادر عزیزم جناب محمد شهریاری بخاطر طرح این موضوع تشکر وقدردانی نماییم که برای هویت بخشی روستای اسکستان و طرح سوال و تحقیق در وجه تسمیه اسکستان همت گماشته اند
:l:وجه تسمیه اسکستان را باید بنابه اقوال متفاوت مستفاد نمود
ولی آنچه مسلم است که تاکنون تعریف مشخصی برای اسکستان عنوان نشده است
اسکستان را باید بر دو دوره قدیم و جدید تقسیم کرد
:l خود نام اسکستان ترکیب دو کلمه اسک +ستان است
ستان به معنای زیادی و مزید بوده
مانند گل ستان که مکانی که در آن گل زیاد وبه وفور یافت می شود
اما کلمه اسک ask
اقوال مختلف را به صورت شفاهی بیان نموده اند
d:اسک را شاید اشک بوده و تغییر پیدا کرده به اسک
سنگ یا همان سگ seg وبعدا به دلیل سنگ فراوان با ستان جمع شده و به اسکستان تغییر نام شده
::موضوع اسکی askeyکه در زبان آذری ترکی به معنی پارچه کهنه است را زیاد نمی توان مرتبت نمود چون نام اسکستان هرچه باشد منبعث از زبان تاتی ست
:r:شاید نیز به دلیل وجود جویبارها وچشمه ها
اسک که همان عکس هست در زبان تاتی بتواند وجه تسمیه دیگری را جایز شد
یعنی اینکه فرد عکس اش در زلالی آب مشاهده می شد
وحتی اخیر یکی از پیرمردان کلوری اسکستان را برایم
اسکناس ستان مطرح کرد
چون اهالی اش ثروتمند بودند
و دلیلش هم متولین ومالدران و خوانین ثروتمند بیان نمود
این اقوال در هیچ جای نوشته و مستندو مدون نشده است و فقط بصورت شفاهی وحدسی و سینه به سینه مطرح می باشد
: اسکستان قدیم را می توان از کنده کاری های زمین و تپه ها برای بدست آوردن عتیقه شناخت
گرچه تاکنون شئی که بعنوان ریزومه تاریخی این روستا در جایی پیدا نشده و یادر موزه ای نشان داده شود مشاهده نشده است
ولی حرص.و ولع یابندگان عتیقه چه در قسمت گنجیع و موزگا کنبله و. ...مبین این نکته است که افرادی بانسخ قدیمی مکانهای را نشان کرده و کاوش را مد نظر داشته اند
واین حکایت این نکته مهم را دارد که اسکستان قدیم جایگاهی در تمدن قدیم و تاریخ گذشته شده وبر اثر عوامل طبیعی و غیر طبیعی به انقراض رفته و مدتی خالی از سکنه بود
این در زمانهای بود هنوز نوشته و سندی مکتوب وحتی سنگ نبشته ای یافت نشده است
شاید کاوشگران میراث فرهنگی و رسمی بتوانند این معما را حل کنند
که جایی بسی تامل وتعمق دارد
واز این رهگذر فقط می توان گفت اسکستان اولین روستای تات زبان بخش دره تاریخی شاهرود می باشد و دارای پیشینه ای بس دیرین دارد:ft:ادادمه دارد
آیت الله رجبی اسکستانی
قسمت اول
:اسکستان در گذر زمان.::
t: قبل از هر نوشته و بیان مطلبی
باید از برادر عزیزم جناب محمد شهریاری بخاطر طرح این موضوع تشکر وقدردانی نماییم که برای هویت بخشی روستای اسکستان و طرح سوال و تحقیق در وجه تسمیه اسکستان همت گماشته اند
:l:وجه تسمیه اسکستان را باید بنابه اقوال متفاوت مستفاد نمود
ولی آنچه مسلم است که تاکنون تعریف مشخصی برای اسکستان عنوان نشده است
اسکستان را باید بر دو دوره قدیم و جدید تقسیم کرد
:l خود نام اسکستان ترکیب دو کلمه اسک +ستان است
ستان به معنای زیادی و مزید بوده
مانند گل ستان که مکانی که در آن گل زیاد وبه وفور یافت می شود
اما کلمه اسک ask
اقوال مختلف را به صورت شفاهی بیان نموده اند
d:اسک را شاید اشک بوده و تغییر پیدا کرده به اسک
سنگ یا همان سگ seg وبعدا به دلیل سنگ فراوان با ستان جمع شده و به اسکستان تغییر نام شده
::موضوع اسکی askeyکه در زبان آذری ترکی به معنی پارچه کهنه است را زیاد نمی توان مرتبت نمود چون نام اسکستان هرچه باشد منبعث از زبان تاتی ست
:r:شاید نیز به دلیل وجود جویبارها وچشمه ها
اسک که همان عکس هست در زبان تاتی بتواند وجه تسمیه دیگری را جایز شد
یعنی اینکه فرد عکس اش در زلالی آب مشاهده می شد
وحتی اخیر یکی از پیرمردان کلوری اسکستان را برایم
اسکناس ستان مطرح کرد
چون اهالی اش ثروتمند بودند
و دلیلش هم متولین ومالدران و خوانین ثروتمند بیان نمود
این اقوال در هیچ جای نوشته و مستندو مدون نشده است و فقط بصورت شفاهی وحدسی و سینه به سینه مطرح می باشد
: اسکستان قدیم را می توان از کنده کاری های زمین و تپه ها برای بدست آوردن عتیقه شناخت
گرچه تاکنون شئی که بعنوان ریزومه تاریخی این روستا در جایی پیدا نشده و یادر موزه ای نشان داده شود مشاهده نشده است
ولی حرص.و ولع یابندگان عتیقه چه در قسمت گنجیع و موزگا کنبله و. ...مبین این نکته است که افرادی بانسخ قدیمی مکانهای را نشان کرده و کاوش را مد نظر داشته اند
واین حکایت این نکته مهم را دارد که اسکستان قدیم جایگاهی در تمدن قدیم و تاریخ گذشته شده وبر اثر عوامل طبیعی و غیر طبیعی به انقراض رفته و مدتی خالی از سکنه بود
این در زمانهای بود هنوز نوشته و سندی مکتوب وحتی سنگ نبشته ای یافت نشده است
شاید کاوشگران میراث فرهنگی و رسمی بتوانند این معما را حل کنند
که جایی بسی تامل وتعمق دارد
واز این رهگذر فقط می توان گفت اسکستان اولین روستای تات زبان بخش دره تاریخی شاهرود می باشد و دارای پیشینه ای بس دیرین دارد:ft:ادادمه دارد
آیت الله رجبی اسکستانی
F8]
Ayat Ra Ask.....(ARA):
✍یاله خدا نام ن
قسمت دوم
اسکستان در گذر زمان
:همانطوری که در قسمت اول بیان شد
تاریخ اسکستان به دوره قدیم و جدید تقسیم می شود
در هر دو دوره به عیان مدرک و مستندی که قابل استناد باشد تا بر اساس آن موضوعات مرتبط از قبیل چگونگی پیدایش،فرهنگ ،اجتماع بشری و ...
را مورد بررسی علمی و موشکافانه نمود
موجود نمی باشد
تپه های شکاف برداشته شده اطراف روستا مبین پارینه بودنش است و حکایت بودن در ازمنه دور بویژه دوران قبل از اسلام به دلیل وجود قبرها (گیره قبر)مبین وجود تمدنی در اسکستان بوده است
:اسکستان جدید که حدود وثغور ش امروزه بر مبنای چهار جهت جغرافیایی عبارتند از شمال به روستای بزرگ وترک زبان خمس khemes. واز جه جهت جنوب به روستای تات نشین اسبو asbu
و شرقا هم به کوههای تالش گیلان و غربا به کوههای میان رودان متصل است
و تقریبا تمام اسامی محلات و کوهها وچشمه ها و دره ها و باغها و دشتها به زبان تاتی ست
وکمتر به زبانهای دیگر مرسوم در اسکستان از قبیل ترکی،تالشی ویا گیلکی اطلاق می شود
و معنای تاتی هر کدام براساس نوع مکان و موقعیت طبیعی و جغرافیایی ست
چنان زبان به راحتی می تواند درک معانی کند
اما آنچه پیشینیان نه چندان دور زمان برای اسکستان به آیندگان بصورت شفاهی و سینه به سینه نقل نموده اند در حافظه تاریخ شفاهی اسکستان ماناو باقی ست
::بر اساس نقل پیشینیان فردی بنام عیسی خالو (دایی) یا قانلو (خونین)در یکی از مناطق رودبار گیلان با خوانین زورگو درگیر شده و خانی را به قتل می رساند و از ترس مجازات خانواده و تعدادی از وابستگان خود را از کوهها به سرزمینی می رساند که نامش اسکستان است
ابتدا این افراد تازه وارد به محل نو بنیاد در زیر درختی تنومند بید اطراق نمودند و چون چشمه ای نیز در زیر این درخت جاری بود سامه خانی امروزی که در قلب و میدانگاه اسکستان با ابهت وجلالت هرچه باشکوهتر جاری و شناسنامه اسکستان نوین را به همراه خود به زمان می کشاند
را برای اقامت همیشگی بر می گزنند ورحلت اقامت می افکنند
:small_orange_diamond:پس از تعیین شدن ماوا ومکان زیست جدید عیسی خالوها آبینه ها ویرایش پناه ها برای می سازنند و زمین را کشت می کنند وباغ ایجاد می کنند
شروعی جدید در سرزمین جدید آغاز گر اسکستان نوین می شود
وچون عیسی خالو ها آمده از رودبار تات زبان بودند و ادله اش هم هم خوانی نام گذاری محلات و دست ودمن وکوه به زبان تاتی ست و همین اسامی تقریبا در اطراف رودبار
از جمله نقله بر،آسیابر،و....نیز وجود دارد
و سایر موارد بر اساس همسان سازی ابنینه ها و اماکن و چشمه ساران. و...
:ballot_box_with_check:حمل درختان تنومند از جنگلهای گیلان با گاوها برای ساخت منازل مستحکم و امان از آسیب باد و باران و برف سنگین خلخال نشان هوشمندی در معماری بوده که به تازگی این درختان نیز از منازل کهن سال در حال ویرانی خودی را از خود نشان میدهند واعجاب برانگیز نسل جدید شده و تحسین اسلاف را به خود گرفته اند
:ادامه دارد
🖌آیت الله رجبی اسکستانی
✍یاله خدا نام ن
قسمت دوم
اسکستان در گذر زمان
:همانطوری که در قسمت اول بیان شد
تاریخ اسکستان به دوره قدیم و جدید تقسیم می شود
در هر دو دوره به عیان مدرک و مستندی که قابل استناد باشد تا بر اساس آن موضوعات مرتبط از قبیل چگونگی پیدایش،فرهنگ ،اجتماع بشری و ...
را مورد بررسی علمی و موشکافانه نمود
موجود نمی باشد
تپه های شکاف برداشته شده اطراف روستا مبین پارینه بودنش است و حکایت بودن در ازمنه دور بویژه دوران قبل از اسلام به دلیل وجود قبرها (گیره قبر)مبین وجود تمدنی در اسکستان بوده است
:اسکستان جدید که حدود وثغور ش امروزه بر مبنای چهار جهت جغرافیایی عبارتند از شمال به روستای بزرگ وترک زبان خمس khemes. واز جه جهت جنوب به روستای تات نشین اسبو asbu
و شرقا هم به کوههای تالش گیلان و غربا به کوههای میان رودان متصل است
و تقریبا تمام اسامی محلات و کوهها وچشمه ها و دره ها و باغها و دشتها به زبان تاتی ست
وکمتر به زبانهای دیگر مرسوم در اسکستان از قبیل ترکی،تالشی ویا گیلکی اطلاق می شود
و معنای تاتی هر کدام براساس نوع مکان و موقعیت طبیعی و جغرافیایی ست
چنان زبان به راحتی می تواند درک معانی کند
اما آنچه پیشینیان نه چندان دور زمان برای اسکستان به آیندگان بصورت شفاهی و سینه به سینه نقل نموده اند در حافظه تاریخ شفاهی اسکستان ماناو باقی ست
::بر اساس نقل پیشینیان فردی بنام عیسی خالو (دایی) یا قانلو (خونین)در یکی از مناطق رودبار گیلان با خوانین زورگو درگیر شده و خانی را به قتل می رساند و از ترس مجازات خانواده و تعدادی از وابستگان خود را از کوهها به سرزمینی می رساند که نامش اسکستان است
ابتدا این افراد تازه وارد به محل نو بنیاد در زیر درختی تنومند بید اطراق نمودند و چون چشمه ای نیز در زیر این درخت جاری بود سامه خانی امروزی که در قلب و میدانگاه اسکستان با ابهت وجلالت هرچه باشکوهتر جاری و شناسنامه اسکستان نوین را به همراه خود به زمان می کشاند
را برای اقامت همیشگی بر می گزنند ورحلت اقامت می افکنند
:small_orange_diamond:پس از تعیین شدن ماوا ومکان زیست جدید عیسی خالوها آبینه ها ویرایش پناه ها برای می سازنند و زمین را کشت می کنند وباغ ایجاد می کنند
شروعی جدید در سرزمین جدید آغاز گر اسکستان نوین می شود
وچون عیسی خالو ها آمده از رودبار تات زبان بودند و ادله اش هم هم خوانی نام گذاری محلات و دست ودمن وکوه به زبان تاتی ست و همین اسامی تقریبا در اطراف رودبار
از جمله نقله بر،آسیابر،و....نیز وجود دارد
و سایر موارد بر اساس همسان سازی ابنینه ها و اماکن و چشمه ساران. و...
:ballot_box_with_check:حمل درختان تنومند از جنگلهای گیلان با گاوها برای ساخت منازل مستحکم و امان از آسیب باد و باران و برف سنگین خلخال نشان هوشمندی در معماری بوده که به تازگی این درختان نیز از منازل کهن سال در حال ویرانی خودی را از خود نشان میدهند واعجاب برانگیز نسل جدید شده و تحسین اسلاف را به خود گرفته اند
:ادامه دارد
🖌آیت الله رجبی اسکستانی
Ayat Ra Ask.....(ARA) [10/5/18]
✍یاله خدا نام ن
t:اسکستان در گذر تاریخ
:قسمت سوم
پس از قوام یافتن عیسی خالوها در اسکستان عمران و آبادانی اندکی حاصل شد و و مراودات با روستاهای همجوار پدیدار گشت و رفت و آمد و استفاده از تجربیات به مرسوم آن زمان نقش در روابط اجتماعی ایفا نمود
:l:بهره برداری از پتانسیلهای موجود باعث تقویت آنان شد
چون عمران و آبادانی به واسطه داشتن آب فراوان که هنوز چشمه های فراوانی را در خود جاری دارد
باعث گردید
مهاجرانی را بر اسکستان گسیل نماید
باتوجه اینکه عیسی خالوها خودشان مهاجر از رودبار گیلان بودند ولی خودشان را صاحبان ملک میدانستند و آنانی که بعداً آمدند را مهاجر می نامیدند
:مهاجرانی از سلسله جلیله سادات آل هاشم و ترک زبانان سوسهاب و سادات کلوری و ....از جمله اقوام مهاجری اسکستان منسوب می باشند
که مضاف بر این طایفه خوانین
در اسکستان حضور دارند که مهاجر می باشند
ودر واقع اگر از بحث اسکستان قدیم بگذریم
در اسکستان جدید همه طوایف مهاجر هستند
k:سخت کوششی اهالی وتعامل وهمزیستی مسالمت آمیز طوایف در اسکستان مثال زدنی و قابل ستایش است و در منطقه خلخال وساهرود شهره می باشد
:d:سطح سواد و معلومات و بینش در منطقه نسبت به سایرین رجحان و برتری قابل ملاحظه ای داشته و اخلاق وادب وشخسیت اسکستانیها زبانزد منطقه از ازمنه گذشته بوده و همچنان ساری و جاری ست
:lar:خرمن های انباشته محصولات آبی و دیمی زرعی و میوه های باغها در سرزمین پر آب اسکستان ارمغانی خدادادی بوده که اسکستان را به روستای متول و مال دارد. وثروتمند در منطقه مطرح می کرد
ولی گرچه امروزه اسکستان حال و روز خوشی از حیث جمعیتی و کشت وذرع ندا رد
اما کوههای اطراف بویژه دولره کو doular همچون سهند و سبلان و دماوند استوار و ایستاده بر تارک تاریخ و تمام زمان اسکستان می باشد وخللی بر او علیرغم گذشت زمانهای زیادی از پیدایش اش مشاهده نمی شود
و شاهد روزگاران شیرین و تلخ اسکستان بودن وهست
و. دل خود حرف وحدیثهای بسیار زیادی نهفته دارد
:کوههای مشرف به تالش همچون نمه کر ،جماله خانی،پلنگا ،و....هنوز در دل خود شوخی وناخوشی های فراوانی دارد
وپژواک صداهای چاروا داران و غیرتمندی غیرتمندان مدافع خاک اسکستان در برابر چرا کنندگان دام های گسیل شده از گیلان و ضجه و ناله در طوفان و برف وبوران مانندگان دههای چهل به قبل که شادمانه از گیلان برمی گشتند ولی در بوران غوطه ور شده و ترک دنیا کرده را در صفحه دلشان مکنون شده دارد واگر با بصیرت نگاهشان کنیم
خواهیم شنید ودید
::جنگه دره هنوز چکاوک جدل و صدای پا وهیاهوی معرکه درگیر شدگان در برهه ای زمان بین نیروی سرکش دولت مرکزی
را برای بازگویی پیام وکلام به آیندگان را در ذهن خود بجای مانده دارد
وبر همین اساس جنگه دره(دره جنگ) مشهور شده است واتفاقی که کمتر کسی تاریخش را باز گو می کند و
ایکاش
مکتوبی برای این واقعه مهم بود برای تاریخ روستای زیبای اسکستان
🥀: فرود آمدن اولین طیاره در نزدیکی دولان(مناطق نیمه عمق )مشرف بر اسکستان از ناحیه مرز اسبو بالای خان باغ را کهنسالان اسکستان بیاد دارند
و هنوز هم گاهی از آن یاد می شود
این فرودگاه در اوایل دهه چهل در اسکستان واقعه مهمی محسوب می شود
:t:ادامه دارد
آیت الله رجبی اسکستانی
t:اسکستان در گذر تاریخ
:قسمت سوم
پس از قوام یافتن عیسی خالوها در اسکستان عمران و آبادانی اندکی حاصل شد و و مراودات با روستاهای همجوار پدیدار گشت و رفت و آمد و استفاده از تجربیات به مرسوم آن زمان نقش در روابط اجتماعی ایفا نمود
:l:بهره برداری از پتانسیلهای موجود باعث تقویت آنان شد
چون عمران و آبادانی به واسطه داشتن آب فراوان که هنوز چشمه های فراوانی را در خود جاری دارد
باعث گردید
مهاجرانی را بر اسکستان گسیل نماید
باتوجه اینکه عیسی خالوها خودشان مهاجر از رودبار گیلان بودند ولی خودشان را صاحبان ملک میدانستند و آنانی که بعداً آمدند را مهاجر می نامیدند
:مهاجرانی از سلسله جلیله سادات آل هاشم و ترک زبانان سوسهاب و سادات کلوری و ....از جمله اقوام مهاجری اسکستان منسوب می باشند
که مضاف بر این طایفه خوانین
در اسکستان حضور دارند که مهاجر می باشند
ودر واقع اگر از بحث اسکستان قدیم بگذریم
در اسکستان جدید همه طوایف مهاجر هستند
k:سخت کوششی اهالی وتعامل وهمزیستی مسالمت آمیز طوایف در اسکستان مثال زدنی و قابل ستایش است و در منطقه خلخال وساهرود شهره می باشد
:d:سطح سواد و معلومات و بینش در منطقه نسبت به سایرین رجحان و برتری قابل ملاحظه ای داشته و اخلاق وادب وشخسیت اسکستانیها زبانزد منطقه از ازمنه گذشته بوده و همچنان ساری و جاری ست
:lar:خرمن های انباشته محصولات آبی و دیمی زرعی و میوه های باغها در سرزمین پر آب اسکستان ارمغانی خدادادی بوده که اسکستان را به روستای متول و مال دارد. وثروتمند در منطقه مطرح می کرد
ولی گرچه امروزه اسکستان حال و روز خوشی از حیث جمعیتی و کشت وذرع ندا رد
اما کوههای اطراف بویژه دولره کو doular همچون سهند و سبلان و دماوند استوار و ایستاده بر تارک تاریخ و تمام زمان اسکستان می باشد وخللی بر او علیرغم گذشت زمانهای زیادی از پیدایش اش مشاهده نمی شود
و شاهد روزگاران شیرین و تلخ اسکستان بودن وهست
و. دل خود حرف وحدیثهای بسیار زیادی نهفته دارد
:کوههای مشرف به تالش همچون نمه کر ،جماله خانی،پلنگا ،و....هنوز در دل خود شوخی وناخوشی های فراوانی دارد
وپژواک صداهای چاروا داران و غیرتمندی غیرتمندان مدافع خاک اسکستان در برابر چرا کنندگان دام های گسیل شده از گیلان و ضجه و ناله در طوفان و برف وبوران مانندگان دههای چهل به قبل که شادمانه از گیلان برمی گشتند ولی در بوران غوطه ور شده و ترک دنیا کرده را در صفحه دلشان مکنون شده دارد واگر با بصیرت نگاهشان کنیم
خواهیم شنید ودید
::جنگه دره هنوز چکاوک جدل و صدای پا وهیاهوی معرکه درگیر شدگان در برهه ای زمان بین نیروی سرکش دولت مرکزی
را برای بازگویی پیام وکلام به آیندگان را در ذهن خود بجای مانده دارد
وبر همین اساس جنگه دره(دره جنگ) مشهور شده است واتفاقی که کمتر کسی تاریخش را باز گو می کند و
ایکاش
مکتوبی برای این واقعه مهم بود برای تاریخ روستای زیبای اسکستان
🥀: فرود آمدن اولین طیاره در نزدیکی دولان(مناطق نیمه عمق )مشرف بر اسکستان از ناحیه مرز اسبو بالای خان باغ را کهنسالان اسکستان بیاد دارند
و هنوز هم گاهی از آن یاد می شود
این فرودگاه در اوایل دهه چهل در اسکستان واقعه مهمی محسوب می شود
:t:ادامه دارد
آیت الله رجبی اسکستانی
✍یاله خدا نام ن
گذری بر تاریخ اسکستان
f:قسمت چهارم (آخر)
k:در قسمت های قبلی بیان داشتم که دوره قدیم اسکستان را نمی توان معین کرد چون علایم خاصی که بیان کننده که به بوته آزمایش باستان شناسان در آید و نظریه را در پی داشته باشد وجود ندارد وکاوشی در حیطه های خاصی در مناطقی که علی الظاهر راه ونشان وجود تاریخ وزیست انسانی در دورانهای بوده است از ناحیه کاوشگران رسمی میراث فرهنگی کشور صورت نگرفته بنابر این آنچه گفته ها شده است بحث نظری محسوب می شود
ولی آنچه مشهود از آثار ظاهری و اسامی اعلانی ست
وجود تمدن را مبین است چه زمانی و چگونه و چه کسانی و چگونه یکباره ویا تدریجی انقراض پیدا کردند و چه عوامل طبیعی و یا انسانی عاملش بوده است را کسی نمیداند
::و آنچه برای دوران جدید اسکستان که بیشتر روی از سامه خانی (چشمه ماندگار و تاریخ نشان اسکستان نوین) نیز بدون جایی نوشته ومکتوب باشد نیست. وفقط نقل قول وشفاهی ست
بنیانش را از ورود خانوادگی به سرکردگی شخصی بنام عیسی خالو بوده است
:u6307:پس از استقرار عیسی خالوها بعنوان اولین گروه مهاجرین اسکستان جدید
گروههای دیگری به تدریج در اسکستان مستقر شدند
:خوانین که ترکیبی ازچندین خانواده در زمان پهلوی اول وارد اسکستان شدند که زادگاه و سکونت اصلی شأن اطراف میانه بود
::سادات ترک زبان هم هجرت شأن از آل هاشم خلخال به اسکستان بوده و ساکن شدند
وسادات تات زبان از کلور شاهرود
::تعدادی از ترک زبانان غیر از خوانین
نیز از سوسهاب خلخال مستقر در اسکستان شدند
و....
که مجموعا با تعامل و مهربانی و مودت سالیانی در کنار هم زندگی برادرانه و آرامی را طی کرده و می کنند
:و اما
همچنان که بارها تاکید شده است هیچ مدرک و مستندی ومدونی در دست نیست که بتوان موارد مطروحه را اثبات نمود فقط صرفا بحث نظری و شنیداری از پیشینیان نه چندان گذشته بود
و حافظه تاریخی شفاهی عده ای در اسکستان ناقل بوده است
بنابراین
از همه دوستان و اندیشمندانی که نوعا قلمی بر این تحریر بعنوان نقد وچونی وچرایی نگاشته اند و چه له و چه علیه
و پرسش های در این زمینه مطرح نموده اند
که از کجا آورده شده است واز کجا نقل می کنید و
:نگارنده ,(آیت الله،رجبی اسکستانی ) را مورد لطف خویش قرار داده و به چالش کشیده اند سپاسگزاری می نماییم
که همه نشان از عشق به سرزمین مادری مان اسکستان محسوب می شود و خواهان بازخوانی آنچه بوده است
و خواهان دانستن تمدن و فرهنگ و تغییرات گذر زمانی بوده و درک هویت شناسی وهویت بخشی بوده و هست
:وسر انجام اینکه پیشنهاد می نماییم
دوستان ادیب و فرهیخته اسکستانی بویژه جوانان رشید اهل علم و دانش
گروهی را جهت بررسی ابعاد مختلف تاریخی گذشته و حال و دیرینه شناسی اسکستان در کنارهم تشکیل داده تا بصورت میدانی و نظری و ...مطالب را گرد آوری وپس از بحث و گفتگو و ابراز نظر در مورد یافته و حتی استفاده از نظرات صاحب نظران اهل فن وتخصص استانی و کشوری در زمینه تاریخ اسکستان بصورت مدون در کتابی گرد آوری شده وچاپ گردد وتا آیندگان و دوستداران این سرزمین زیبا از آن بعنوان منبع ارزشمند استفاده نمایند
واز این رهگذر اسکستان بعنوان سرزمینی کهن وباتمدن شهره عالم وآفاق خواهد
به امید آن روز
والسلام
:وستدار تاریخ و فرهنگ اسکستان ارادتمند همه ارادتمندان به سرزمین مادری مان اسکستان
::آیت الله رجبی اسکستانی رشت
بیستم مهرماه نود وهفت
گذری بر تاریخ اسکستان
f:قسمت چهارم (آخر)
k:در قسمت های قبلی بیان داشتم که دوره قدیم اسکستان را نمی توان معین کرد چون علایم خاصی که بیان کننده که به بوته آزمایش باستان شناسان در آید و نظریه را در پی داشته باشد وجود ندارد وکاوشی در حیطه های خاصی در مناطقی که علی الظاهر راه ونشان وجود تاریخ وزیست انسانی در دورانهای بوده است از ناحیه کاوشگران رسمی میراث فرهنگی کشور صورت نگرفته بنابر این آنچه گفته ها شده است بحث نظری محسوب می شود
ولی آنچه مشهود از آثار ظاهری و اسامی اعلانی ست
وجود تمدن را مبین است چه زمانی و چگونه و چه کسانی و چگونه یکباره ویا تدریجی انقراض پیدا کردند و چه عوامل طبیعی و یا انسانی عاملش بوده است را کسی نمیداند
::و آنچه برای دوران جدید اسکستان که بیشتر روی از سامه خانی (چشمه ماندگار و تاریخ نشان اسکستان نوین) نیز بدون جایی نوشته ومکتوب باشد نیست. وفقط نقل قول وشفاهی ست
بنیانش را از ورود خانوادگی به سرکردگی شخصی بنام عیسی خالو بوده است
:u6307:پس از استقرار عیسی خالوها بعنوان اولین گروه مهاجرین اسکستان جدید
گروههای دیگری به تدریج در اسکستان مستقر شدند
:خوانین که ترکیبی ازچندین خانواده در زمان پهلوی اول وارد اسکستان شدند که زادگاه و سکونت اصلی شأن اطراف میانه بود
::سادات ترک زبان هم هجرت شأن از آل هاشم خلخال به اسکستان بوده و ساکن شدند
وسادات تات زبان از کلور شاهرود
::تعدادی از ترک زبانان غیر از خوانین
نیز از سوسهاب خلخال مستقر در اسکستان شدند
و....
که مجموعا با تعامل و مهربانی و مودت سالیانی در کنار هم زندگی برادرانه و آرامی را طی کرده و می کنند
:و اما
همچنان که بارها تاکید شده است هیچ مدرک و مستندی ومدونی در دست نیست که بتوان موارد مطروحه را اثبات نمود فقط صرفا بحث نظری و شنیداری از پیشینیان نه چندان گذشته بود
و حافظه تاریخی شفاهی عده ای در اسکستان ناقل بوده است
بنابراین
از همه دوستان و اندیشمندانی که نوعا قلمی بر این تحریر بعنوان نقد وچونی وچرایی نگاشته اند و چه له و چه علیه
و پرسش های در این زمینه مطرح نموده اند
که از کجا آورده شده است واز کجا نقل می کنید و
:نگارنده ,(آیت الله،رجبی اسکستانی ) را مورد لطف خویش قرار داده و به چالش کشیده اند سپاسگزاری می نماییم
که همه نشان از عشق به سرزمین مادری مان اسکستان محسوب می شود و خواهان بازخوانی آنچه بوده است
و خواهان دانستن تمدن و فرهنگ و تغییرات گذر زمانی بوده و درک هویت شناسی وهویت بخشی بوده و هست
:وسر انجام اینکه پیشنهاد می نماییم
دوستان ادیب و فرهیخته اسکستانی بویژه جوانان رشید اهل علم و دانش
گروهی را جهت بررسی ابعاد مختلف تاریخی گذشته و حال و دیرینه شناسی اسکستان در کنارهم تشکیل داده تا بصورت میدانی و نظری و ...مطالب را گرد آوری وپس از بحث و گفتگو و ابراز نظر در مورد یافته و حتی استفاده از نظرات صاحب نظران اهل فن وتخصص استانی و کشوری در زمینه تاریخ اسکستان بصورت مدون در کتابی گرد آوری شده وچاپ گردد وتا آیندگان و دوستداران این سرزمین زیبا از آن بعنوان منبع ارزشمند استفاده نمایند
واز این رهگذر اسکستان بعنوان سرزمینی کهن وباتمدن شهره عالم وآفاق خواهد
به امید آن روز
والسلام
:وستدار تاریخ و فرهنگ اسکستان ارادتمند همه ارادتمندان به سرزمین مادری مان اسکستان
::آیت الله رجبی اسکستانی رشت
بیستم مهرماه نود وهفت
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۷ ساعت 15:31 توسط آیت الله رجبی اسکستانی
|