از آیت الله رجبی اسکستانی به آرش شاهرودی جناب عبدالله حیدری تیل
این آتش عشق است که افتاده به جان ها
در حیرت چشم تو و ابروی تو ماندند
انگشت به دندان همه ی تیر و کمان ها
زانو زده در پای بزرگی تو انگار
الوند و دماوند و سهند و سبلان ها
بی تابیم و بی تابی ما شهره ی شهر است
نگذار فروکش بکند این غلیان هیجان ها باعرض سلام وادب حضور شما برادر گرامی خسته نباشید قهرمان وپهلوان از این کارزار ومیدان رقابت که ازرقیبان قدر جهان گوی سبقت را ربودی ومدالی برای سینه خود کسب کردی ونامی برای ایران وافتخاری برای خلخال ونشان برای شاهرود وآبروی برای تیل روستای غریبی که چندروز پیش برای خیلی ها نامی نا آشنا بود همه ما خوشحال ومسروریم زین کاری که کردی آری جان برادر هنر توشاهرود را پر آوازه کرد برادر عزیز تا چند روز پیش نامت اینگونه سر زبانها نبود وفقط آنهایی که تورا می شناختند برایت فقط دعا می کردند حدود یکماه پیش بود در سایت ها خواندم شما دلیر مرد به ریو سرزمین قهوه و سربازان فوتبال جهان اعزام خواهید برای نبردی جهانی(زنده باد مهدی ویسانیان درو جوان شایسته هنرمند وآینده دار تا ت وشاهرود ودرو)که مخبرش ویسانیان درو بود آفرین عبدالله حیدری عزیز شما همت کردی وما همگی دعا که دعای پدر ومادر بی ریا وصادق تان برآسمان پر کشید وبه اجابت رسید ایرانیان همگی شادمان شدند ولی در سرزمین مادری ات شاهرود همه اشک شوق مانند سیلاب برزمین عنبر بیز شاهرود جاری کردند.
رفقا .همشهریان از نقطه ای که فکرش را بکنید آمده بودند وصف نا شدنی ست وقتی قدم گداشتی به ایران ونگاه اولت جانب مادرت بود قطرات اشک شوق امانتد نداده بود وباور نمی کردی که اینگونه از شما استقبال شود وبا ریزش اشک شما همه اشک شوق ریختند ومانند نگینی شما را همراهی کردند در اردبیل هم به دیدارت آمده اند آنجا فرزند سهند وسبلان شده بود همگان مرجبا گویان از شما استقبال کردند ازکوثر گدشتید خیابان را مملو از مردمی دیدیدکه برای شما ابراز احساسات می کردند سرمین خلخال اما جلوه ای دیگر داشت گویا شهر خلخال تعطیل است ومیدان شهر را جای سوزن انداختن نبود وتونگین انگشتر خلخال بودی وبسان خورشید تلولو می نمودی واز نور فشانی ات خیره مانده بود چشمان آسمان مبدا ورودی شاهرود (پشینهاد می کنم تندیسی از شما در اونصب گردد) مجره های مهربان شتابان به استقبال ات آمده بودند وخمسی ها خونگرم سر راهت قد برافراشته بودند تا قهرمان شاهرود از نزدیک ببینند اسکستان (سرزمین مادری من که خاکش توتیای چشم من است) اولین روستای تات زبان و شاهرود را هلهله کنان مقدم یل وآرش شاهرودی راگرامی داشتند(افسوس که در انجا نبودم) اسبو سرز مین زیبا وروستای گردشگری شاهرود چند روزی بود خودش را آماده پذیرایی جناب حیدری کرده بود فرزندانش را فراخوان نموده ودر اطراف جاده حاضر شده تا شمارا بشاستگی استقبال کند با عبور از مبان مله دره زیبا وقشنگ درو با مردمانی بافرهنگ مستقبل شما بودند که همزمان از فرزند با هنرشان مهدی ویسانیان هم استقبال نمودند وبرشما ومهدی سرود مرحبا خوش آمدید را سر داده بودند کلور دیار اندیشمندان شاهرود ودلسوزان منطقه ومقر اجرایی بخشدار مهربان ودلسوز شاهرود عزیز دلمان جناب حاج کنعانی یکپارچه به افتخارت میدانگاه کلور مزین باقدوم مبارکشان نموند به استقبال ات آمده بودند اهال دیلمده هم برای شادباش به پهلوانش کنار جاده ایستاده بود هلهله می کردند شال روستایی به بزرگی دلهای مردمان مهربانش شهره منطقه اند آذین بسته شده باپرچم های سه ایران استقبال کنندگان بیشماری را به خود دید ودرختان تنومند شال به افتخارت کرنشان تاکمر خم شدند تا به شما شاددباش بگویند روستای توریستی دیز با تمام فرزندانش حتی با سلخوردندگانش به دیدار تو آمدندتا تبریک بگویند بر شما دلاور شاهرودی کرین که در منطقه مردمانش از نطر ایمان و عالم پروری شهره هست اهالی اش با مردمان دیار استاد معراجی لرد روستای با فرهنگ وبزرگ لرد در سه راهی زادگاهتان رژه شادمانی بسته بودند وبه شما تبریک وشادباش می گفتند خوشحال ترین خاک ایران در این ساعت که نزدیک زادگاهتان بودید تیل قهرمان پرور بود که درختانش وگلهایش وبلبلانش و......همه آماده باش فرزند عزیزشان بودنند وخوشحالترین خانه در ایران خانه پدری شما وخوشحال ترین بشر در این دقایق مادر محترمتان بودند که ازشوق فقط اشک شوق برپنای صورتشان جاری بود خوش آمدی قهرمان به خانه خود..
و اما ؛ جناب حیدری عزیز همه اینها راعرض کردم ابراز احساساتی بود که مردم خوب منطقه علی الخصوص شاهرودیان از شما خودنمودند بواسطه عرق وحب به وطن بود چه آنهایی که در غربت اند وچه آنهای در قربت اند مهاجر وساکن ما دوست داریم حیدری بمانی ما دوست داریم این احساسات متقابل باشد ما دوست داریم که زبان گویای مردمی باشی که ترا بدرقه کردند ومستقبلت شدند ما دوست داریم پس از روز استراحت تصاویر ودلنوشته و سروده ها وشعرهایو وصفیات در رسای هنر شما در غالب فیلم وعکس ونوشتار رسانه های مجازی ومکتوبی وسمعی وبصری را با تآنی وحوصله باز بینی نموده تا عمق احساسات وشوریدگی را با جان ودل احساس کنی ما دوست داریم طلوعی که در شاهرود نموده اید همچنان پرتو افکن شاهرود بمانی ما دوست داریم همچنان که الگویی شده ای برای فرزندان هرچند اندک باقی مانده وساکن شاهرود الگو بمانی در کلور سالتی باهنر الگویت برای تربیت مستعدان شاهرودی کوشا باشی جناب حیدری پهلوان با عنایت به اینکه شما در آینده سفیر حسن نیت کشور مان در جهان مطرح خواهی شد اول سفیر حسن نیت محرومیت زدایی سرزمین تاریخی مان شاهرود باش وشاهرود را به ایرانیان وجهانیان بشناسان ما دوست داریم حداقل به سی ودو روستا شاهرودسفر کنی واز دلسوزانش ونخبگانش واز اندیشمندانش مشکلات روستا را پرسیده واستخراج نموده وبه بالاترین صاحب منصبان کشور برسانید چرا که ترا حاجب ودربانی نیست وهنرت لکنت زبانت را ازبین برده ما دوست داریم فرصت غنیمت شمرده به مدارس شاهرود رفته باشوق مراحل رشد وشکوفایت را به دانش آموزان اندک مانده در مدارس بازگو کنی شاید چند نفری در این رهگدر از شما الگو پذیرندومثل شما باعث فخر ومباهات شاهرود شوند ما دوست داریم.... ....... .......
ما دوست داریم وهزاران دوست داریم دیگر که در اینجا نه مجال است که گوبم ونه این مقال گنجایش پذیرش را دارد را بیان کنم جناب حیدری پهلوان دردها را برسان به گوش وسمع طبیبان درد ،شاید دردهای مزمن وفراموش شده شاهرود درمان گردد و آخر اینکه ..... ما دوست داریم مدال سیمین ات به نشان زرین تبدیل شود ان شالله والسلام خاک پای شما ودوستان______آیت الله رجبی اسکستانی /رشت/بیست وهشتم شهریور 95