یک روز بیادماندنی در حضور افتخار آفرینان اسکستان و اسبو بخش شاهرود خلخال

                           انا لله واناالیه راجعون

                   مویه ای برای یک مادر مهربان اسکستان

 

فریاد وفغان زین غم فقدان؛ اسکستان شده داغدار

 

                                                                                                                                      گوبه گلهای باغ ؛ما نیز زین سبب هستیم اشکبار

 

غروب تاسوعا حالت عجیبی بر اسکستان حاکم است وهیچ کس حتی تبسم به

لبش ندارد و واقعا خودش را درصحنه 61هجری وقمری کربلا احساس میکند

امسال هم تاسوعا اینگونه بود.همه مردم عزدار اسکستان پس از طی وطریق

میسرهای منتج از مسجد وامامزاده شاه عبدالعطیم ومزار شهداوامامزاده سید باقر

ودوباره به مقصد یعنی مسجد رسیده بودند وغریق در عزاداری .منهم

مانند سایرین محو این صحنه های حزن انگیزبودم که یک دفعه دو جوان با

حالت بغض آلود واشک در چشمان حلقه زده به من نزدیک شدند؛پس از

 احوالپرسی باحالت حزن واندوه گفتن .که امشب در مراسم شب تاسوعا

هنگام اجرای مداحی برای زن عمو سیده نجیبه قریشی  دعا کنید(حسن شفیعی و

شمسی پور) وقتی فهمیدم سکته ناگهانی کرده .خودم بسیار ناراحت شدم

چون سالیانی که در رشت سکونت داشتن .این خانم بعنوان مادر نمونه بوده

ودلسوزانه وصبورانه در جریان زندگی اش بود.

شب شد ومن پشت تربیون قرار گرفتم با حالت بغض از مردم خواستم

برای شفای این مادر که در تخت بیمارستان خوابیده بوددعا کنند وآیه امن

یجیب... را تلاوت کنند.وقتی دعا رابرای شفایش گفتم همه مردم با صدای

بلند ویکپارچه آمین گفتند؛

سیده نجیبه دختر حضرت حجت الاسلام ومسلمین حاج سید کاظم قریشی

از وعاظ وروحانیت با تقوی و ورع اسکستان ومنطقه شاهرود خلخال بودند

که این مادر از تربیت اسلامی برخوردار بوده وهمسر ش جناب آقای خسرو

شفیعی از مردان باشخصیت ومتدین اسکستان که از دامان این مادر.فرزندانی

بسیار دانا وتحصیل کرده وبا شخصیت اجتماعی رشد یافته و وارد جامعه شده

اند.

اما متاسفانه غروب یازدهم آبانماه برای خانواده های قریشی وشفیعی یک

غروب عادی ومعمولی نبود لحظاتش به بلندای شب یلدا بود ونفس گیر

در کمال بهت وحیرت شمع وجودشان به آرامی به خاموشی می رفت

شیون وفریاد وا مادرا بر سر سرای این خاندان وتمامی اسکستانیها

حاکمیت پیدا کرد واین مادر صادق ومهربان در کمال عزتمندی رفتن بر

عقبی را برماندن در دنیا ترجیح داد ومشیت الهی را پذیرفت وداغ را

بردل وجان فرزندان وخانواده ها ومنسوبین سببی ونسبی واسکستانیها

نهاد وخود با دلی آرام بسوی جنت الماوی پر کشیدو

وجالبتر اینکه همچنان که در زنده بودن منبع خیر ونیکی و سخاوت بود

در ممات هم منبع نیکویی شد وبراساس خواسته وصیت خود اعضایش را به

نیازمندان بخشید تا سالیان سال بتوانند زندگی کنندواز موهبت ونعمت زنده

بودن بهره مند شوند ومصداق

عاشا سعیدا وماتا سعیدا روزگار گردید(زندگی اش سعادتمند ومرگش سعادتمند)

 

من این مصبیت وارده را به خانوادهای شفیعی( خسرو ومهندس فریبرز وفرزاد ومحمد

دختران آن مادرمهربان) وقریشی سادات جلیل القدر اسکستان وکلیه منسوبین

سببی ونسبی واهالی قدر شناس اسکستان تسلیت وتعزیت عرض نموده وبرای

آن عزیز سفرکرده غفران ورحمت الهی وبای بازماندگان عزیزش صبرجمیل

جزیل از خداوند منان مسلت می نمایم.

 

شریک غم خانواده های داغدار/آیت الله رجبی اسکستانی

رشت/دوازدهم آبانماه سال یکهزارسیصد ونودوچهار

 

 


 [arA1]

تاسوعاددر اسکستان/خمس/اسبو /درو بخش شاهرود خلخال

      بسم الله الرحمن الرحیم

 

طلوع غم انگیز یک روز آفتابی پاییزی که هیچ کسی در خانه نمی ماند وخود را همانند افراد مصیبت

زده وخسارت دیده وانمود می کند هم دیدنیست وهم ستودنی؛هرکس فارغ بال از دنیا ودنیا دوستی

شریک غم وغصه یک واقعه تاریخی می داند که صدها فرسنگ از خاک وجغرافیایش دور است ولی

هیچ احساس دوری  نمی کند وخاک خودش را با خاک اویکسان وحتی اولی تر می داند ؛

اگر هریک از آنان پرسیده شود کدام قظعه وخاک را از جانت بیشتر دوست داری.

خواهد گفت:خاک کربلا را

کدام واقعه تاریخی تورا رنج می دهد

خواهد گفت: مسلما واقعه دردناک وحزن انگیز یا تراژدی عاشورا

مقدمه عاشورا روز تاسوعاست که ابهت اش برای دوستداران خاندان عصمت (ع ) به هبیت وسطوت

دلیر مرد کربلا حضرت عباس (ع) است کهدلاوری ومردانگی ش آفتاب را شرمنده می کند وهنوز رود

فرات از شرمندگی اش ایستایی ندارد وهمیشه روان است تا نماند وخجل ز روی عباس ع  نباشد

مردم روستای اسکستان بخش شاهرود خلخال از پیر وجوان وزن ومرد وخرد وکلان ؛همه وهمه

در کسوتهای مختلف از زنجیر زنی وسینه زنی ومداحی وعلم برداری ومیدانداری دسته ها وحمل

ونقهل وسایل صوتی و......خود را دخیل در مراسم روز تاسوعا می دانند.

در این روز حزن واشک وغم وماتم و مرثیه و توزیع شیر و... همه یک هدف دارند که اسم شان

در دفتر عزادران خامس آل عبا (ع) ثبت وضبظ  بشود

 واین غایت آرزوی همگان است

علاوه بر این بر اساس رسم دیرین عزادران روستای همجوار اسکستان ؛ خمس که ترک زبانند در روز

تاسوعا برای رفتن به روستای اسبو؛ مهمان عزیز اسکستانیها هستند  ذولجناحی هم که همراه

دارند بر الم وغم همگان می افزایند وصحنه ای از روز عاشورا را ترسیم می کنند

اسکستانیها تا قبرستانی که وروردی اسکستان ومزار شهیدان نیز است به استقبال خمسی ها

میروند وبا شعار اهل عزای شاه دین خوش آمدین وبا تکرار سینه زنی وزنجیر زنی دل هر بینده ای

ریش می کنند.

عزادران مهمان ومیزبان(خمس ترک زبان /اسکستان تات زبان) راهی اسبو می شوند واسبویی ها

مهربانانه مهمانان خودرا پذیرا می شوند وبه اتفاق بطرف امامزاده اسبو که بین روستا اسبو ودرو

آنسوی رودخانه وکمر کش کوه مدفون شده اند بابصورت دسته می روند وبا آمدن عزادران دروی

صحنه خاصی جلوه گر می شود؛

مداحان با ایجاد شور حسینی سعی می کنند گوی سبقت ازهم بربایند؛

عموما مداحان خمس واسکستان اشعار ومراثی ترکی می خوانند. ولی مداحان اسبو ودرو

فارسی خوانی را ترجیح می دهند.

هنگام  بر آمدن  بانک اذان ظهر مراسم به اتمام می رسد که اسبویی بفراخور مهمان نوازی شان

عده ای از اسکستانیها را به خانه هایشان برای صرف نهار دعوت می کنند؛

اما خمسی ها مهمان مردم عزادار اسکستانند که قبلا به اندازه کافی توسط هیات امنای مسجد

جامع اسکستان تدارک دیده شده (چند سالی ست این غذادهی خمسی ها یکپارچه شده است ودر

مسجد جامع تناول می کنند؛در سالیان گذشته خانه های مردم سفره خانه  عزادران خمسی ها بود)

وپس از اطعام و اتمام نهار خمسی ها به خمس مراجعت می نمایند.